پایان نامه > کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود > علوم زمین > مقطع دکتری > سال 1404
پدیدآورندگان:
محسن حمیدی [پدیدآور اصلی]، محمود صادقیان[استاد راهنما]، مسعود علیپور اصل [استاد مشاور]
چکیده: منطقه آریز - چاه گز بخشی از منطقه شمال بافق و پهنه ساختاری ایران مرکزی با وسعت حدود 4۰۰ کیلومتر مربع است. پیکرههای اصلی سنگی آن به ۴ تا ۵ گروه زیر قابل تقسیم است:
1) مجموعه پی سنگی نئوپروتروزوئیک پسین با ماهیت غالب دگرگونی (از نوع ناحیهای، با طیف ترکیبی متنوع شامل متاپلیتها، متاپسامیت ها، متاکربناتها و متابازیتها، گرانیتوئیدهای دگرشکل شده (میلونیتی شده)
کانیهای شاخص دگرگونی نظیر گارنت، استارولیت، آندالوزیت، کیانیت و احتمالاً گارنتهای کلسیم دار از نوع گروسولار، در مجموعه های پی سنگی دگونی بافق تا پشت بادام یافت می شوند. این مجموعه به شدت چین خورده و دگرشکل شده است، رخنمونهایی از این سنگها به صورت پراکنده در شمال و جنوب منطقه آریز - چاه گز دیده میشود.
2) مجموعه سنگهای آذرین، رسوبی - آتشفشانی (سری های ریزو و دزو) و رسوبی
این مجموعه طیف متنوعی از سنگهای آذرین درونی و بیرونی و آتشفشانی (با ماهیت دوقطبی یا بایمدال مافیک و فلسیک)، آذرآواری و آتشفشانی - رسوبی را شامل میشود. این مجموعه سنگها، نقطه کانونی، پژوهش صورت گرفته در این رساله میباشد. در بعضی مناطق این مجموعه تحت تأثیر سیالات گرمابی قرار گرفتهاند و متاسوماتیسم گستردهای را متحمل شده است. این فرایند با کانهزایی آهن، توریوم و اورانیوم همراه بوده است. البته بخشی از کانهزاییها نیز با فعالیتهای تفریق ماگمایی یا عدم آمیختگی سیالات سرشار از آهن در ارتباط است. تودههای نفوذی بارز رخنمون یافته در این منطقه عبارتند از: 1) دیوریت چاهگز؛ 2) گرانیت زریگان.
این دو توده نفوذی دارای ویژگیهای بسیار متفاوت و بارزی نسبت به هم میباشند. دیوریتهای چاهگز داری کانیهای مافیک، کانیهای اوپک غنی از آهن و تیتانومگنتیت هستند، در حالی که گرانیتها، تقریباً فاقد هر نوع کانی فرومنیزیم یا مافیک میباشند. بررسیهای ژئوشیمیایی نشان میدهد که دیوریتهای چاه گز از تفریق ماگماهای بازیک نشأت گرفته از گوشته حاصل شده اند.
در حالی که گرانیتهای زریگان از تبلور مذاب های حاصل از ذوب بخشی پوسته قاره ای زیرین با ترکیب گرانولیت حاصل شدهاند. ماگماهای فلسیک تشکیل شده از محل تشکیل تا محل استقرار نهایی، با تغییر و تحولات کانی شناسی و ژئوشیمیایی متعددی همراه بوده است. توده گرانیتوئیدی زریگان از جنوب شرق به سمت شمال غرب، تنوع ساختی و بافتی قابل ملاحظهای (از نسبتاً درشت، دانه ریز تا پورفیری) نشان میدهد. این امر بیانگر آن است که عمق یا تراز جایگیری این توده نفوذی (در زمان استقرار آن) به سمت شمال غرب کاهش پیدا کرده است یا به عبارت تا ترازهای بالاتری از پوسته قاره ای صعود کرده است. بافتهای گرافیکی، میکرولیتی، پرتیتی و آنتی پرتیتی، در این سنگهای گرانیتی متداول هستند. این شواهد نشان میدهد که این توده نفوذی در شرایط دما و فشار پیرامون نقطه مینیموم (کمینه) سیستمهای گرانیتی (فشارهای حدود 5/0 تا ۲ کیلوبار و دماهای ۶۵۰ تا ۷۵۰ درجه سانتیگراد)، جای گرفته و متبلور شده است.
دایکهای دیابازی زیادی توده گرانیتوئیدی زریگان و بخشی از سنگهای میزبان آن را قطع کرده اند. ترکیب ژئوشیمیایی این سنگها، از گابرو تا دیوریت و مونزونیت متغیّر است. ولی بر اساس شواهد پتروگرافی {نظیر حضور گسترده هورنبلند سبز ((و یا عدم حضور پیروکسن و الیوین)) و همچنین با توجه به ریزساخت های میکروسکپی آنها)، نام های دیوریت تا میکرودیوریت، برای این سنگها مناسبتر است. یا بهتر است آن ها را به صورت کلی، تحت عنوان دایک های دیابازی معرفی کنیم. ماگمای سازنده این دایکها، دارای منشاء نسبتاً مشابه با ماگماهای سازنده توده دیوریتی چاهگز داشتهاند و به یک ماگماتیسم واحد تعلق داشتهاند، با این تفاوت که در زمان های متفاوت (البته نه با اختلاف زمانی زیاد) جایگزین شدهاند و شاید از مخازن ماگمایی مشترکی سرچشمه گرفته باشند. براساس ویژگیهای ژئوشیمیایی سنگهای مورد مطالعه، از جمله، الگوهای فراوانی عناصر نادر خاکی بهنجار شده نسبت به کندریت و الگوهای تغییرات فراوانی عناصر در نمودار عنکبوتی و سایر پارامترهای ژئوشیمیایی، همچنین مقایسه با سرزمینهای مجاور دارای تاریخچه زمین شناسی مشابه (نظیر شمال شرق بافق، جنوب بهاباد، شمال زرند و ...)، در دامنه زمانی اواخر نئوپروتروزوئیک پسین – کامبرین زیرین ماگماهای سازنده این سنگها، از یک منشاء گوشته ای غنی شده زیر قارهای مشابه با OIB (و یا در حقیقت، گوشته زیر لیتوسفر قارهای) سرچشمه گرفته است. این تحولات در قالب یک رژیم تکتونیکی کششی (یا ریفت درون قاره ای) در حاشیه شمالی گندوانا و محدوده زمانی اواخر نئوپروتروزوئیک- کامبرین زیرین به وقوع پیوسته است. فعالیتهای ماگمایی این رژیم تکتونیکی در اواخر کامبرین زیرین خاتمه یافته است و شرایط تکتونیکی نسبتاً آرامی بر سرزمین ایران حکمفرما شده است. تأیید کننده این واقعیت، توالی ماسه سنگی سازند لالون است که دارای شواهد گسترده ای از رخساره های رودخانهای و دلتایی است و معرّف رسوبگذاری در محیط های رودخانه ای – دلتایی و مخروط افکنه ای است. در برخی مناطق نظیر (جنوب راور- شمال زرند) ضخامت این توالی تا حدود ۱5۰۰ متر می رسد (بر اساس مشاهدات صحرایی و نقشه های زمین شناسی 100000: 1 زرند، راور، لکر کوه، حرجند، کوهبنان و ...). لازم به ذکر است سازند لالون در پهنه وسیعی از جغرافیای ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب رخنمون دارد
مجموعهای از فعالیتهای عمدتاً بازیک از اواخر کامبرین دوباره شروع میشود که تا کربونیفر ادامه دارد و بیشتر به صورت گدازههای بازالتی، دایکهای دیابازی و تودههای آذرین نفوذی بازیک کوچک رخنمون دارند. این تغییر و تحولات نهایتاً به شکل-گیری (تشکیل) پالئوتتیس منجر شده است. بحث و بررسی این مجموعه از حوصله و مجال این پژوهش خارج است.
دما و فشارسنجی سنگهای دیوریتی تا گرانودیوریتی منقطه آریز (وابسته به مجموعه پسی سنگی) نشان میدهد که این سنگها در دامنه فشارهای 8/2 تا 3/1 کیلوبار و دماهای ۸۶۱ تا ۷۱۳ درجه سانتیگراد است.
دما- فشارسنجی توده گرانیتوئیدی چاهگز (وابسته به مجموعه ریفتی) بر اساس مقدار آلومینیوم کل موجود در آمفیبول (هورنبلند ) نشان میدهد که این توده نفوذی، در محدوده دمایی ۷۵۰ تا ۶00 درجه سانتیگراد و فشارهای 1.25 تا 25/0 کیلو بار متبلور شده است.
در راستای این پژوهش،10 نمونه از واحدهای سنگی شاخص مورد مطالعه، انتخاب شد. پس از مراحل آماده سازی و جداسازی زیرکن های آنها برای تعیین سن، مورد استفاده قرار گرفت. لازم به ذکر زیرکن های جدا شده از سه نمونه از این سنگها، برای تعیین سن به روش U-Pb بسیار کم بود، از این رو، شانس تعیین سن این سه نمونه از دست رفت. در نهایت هفت نمونه به روش اورانیوم- سرب بر روی زیرکن مورد تعیین سن قرار گرفت.
بر روی سنگهای دیوریتی، گرانودیوریتی و آلکالیفلدسپار گرانیتی منطقه آریز، پنج تعیین سن جدید انجام شد. نتایج این تعیین سنها، نشاندهندهی تبلور و جایگیری ماگماهای سازنده این سنگها، در حوالی مرز پرکامبرین ـ پالئوزوئیک زیرین (11±551 تا 12±520 تا میلیون سال پیش) است.
این پژوهش بر پایه مشاهدات صحرایی گسترده (حدود ۴۰ روز و بیش از ۱۵۰ ایستگاه) انجام شده و یکی از نقاط قوت آن نسبت به مطالعات پیشین محسوب میشود. نتایج نشان میدهد تداخل مجموعههای سنگی وابسته به رژیم تراکمی اواخر نئوپروتروزوئیک و مجموعههای وابسته به رژیم کششی اواخر نئوپروتروزوئیک ـ اوایل پالئوزوئیک، که اغلب بهصورت پیکرههای گسلی ظاهر شدهاند، در بسیاری از مطالعات گذشته نادیده گرفته شده و همین امر منجر به برداشتهای نادرست درباره محیط زمینساختی شده است. در حالیکه بخش اعظم سنگهای فلسیک در نمودارهای ژئوشیمیایی در محیط VAG قرار گرفته و بهعنوان گرانیتهای کمان آتشفشانی تفسیر شدهاند، شواهد ژئوشیمیایی مبتنی بر نتایج تجزیه شیمیایی سنگهای بازیک و دادههای کانهزایی تعلق آنها به محیط کششی را تأیید میکند. در مجموعه ریفتی شمال بافق ذخایر بزرگ مس گزارش نشده، اما کانسنگهای آهن با تناژ بیش از یک میلیارد تن همراه با غنیشدگی عناصر خاکی نادر سبک، HFSE، LILE و سرب مشاهده میشوند. همچنین متاسوماتیسم قلیایی گسترده، به پیدایش کانیشناسی متنوعی شامل آپاتیت، اکتینولیت، ترمولیت، تالک، اپیدوت، کلریت، کلسیت و اوژیت ـ دیوپسید منجر شده است.
کلید واژه ها (نمایه ها):
#ایران مرکزی #محیط های کششی درون ورقه ای #دیوریت #گرانیت #آریز #چاه گز #بافق.
محل نگهداری: کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود
یادداشت: حقوق مادی و معنوی متعلق به دانشگاه صنعتی شاهرود می باشد.
تعداد بازدید کننده: