پایان نامه > کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود > علوم زمین > مقطع کارشناسی ارشد > سال 1397
پدیدآورندگان:
شکوفه امرایی سهرابوندی [پدیدآور اصلی]، پرویز امیدی[استاد راهنما]، غلامحسین کرمی[استاد مشاور]
چکیده: منطقه مورد مطالعه، در شمال باختری شهر شاهرود، بخشی از نیمه جنوبی البرز خاوری واقع می‌باشد. مطالعات چینه نگاری در این منطقه، وجود واحد‌های سنگی مزوزوئیک(سازند‌ها) و سنوزوئیک(سازند‌ها) با راستای کلی شمال خاوری-جنوب باختری را تأیید می‌نماید. سیمای زمین ریخت ‌شناسی منطقه به‌طور عمده تحت تأثیر عوامل ساختاری(چین‌ها و گسل‌ها) و جنس واحد‌های سنگی و پدیده‌های کارستی می‌باشد؛ طی برداشت‌هایی که در عملیات میدانی انجام شد، موقعیت سطح محوری برای ناودیس تپال N۶۲E/۸۵NW و تاقدیس تپال N۵۴E/۸۴NW به دست آمد. همچنین بر اساس طبقه‌بندی فلوتی(Fleuty, ۱۹۶۴) بر مبنای زاویه بین یالی هر دو (تاقدیس و ناودیس تپال) در رده چین‌های باز(open) و بر اساس میل لولا و زاویه شیب سطح محوری در رده چین‌های ایستاده با پلانژ متوسط قرار می‌گیرند. بررسی دو گسل اصلی تپال شمالی (N۵۳E/۷۹NW)و جنوبی (N۷۴E/۶۶NW)، حاکی از سازوکار امتداد‌لغز چپ‌بر برای تپال شمالی و جنوبی می‌باشد. همچنین در این محدوده گسل‌های فرعی و کوچک راستالغز با روند شمال‌باختر-جنوب‌خاور و شمال‌خاور-جنوب‌باختر قابل مشاهده است. بررسی درزه‌های منطقه طی ۱۲ ایستگاه درزه‌نگاری انجام شد و درنهایت با توجه به ارتباط زایشی این شکستگی‌ها با چین‌خوردگی تپال، در رده‌بندی‌های مرتبط با چین‌خوردگی دسته‌بندی شدند. بیشترین تراکم شکستگی با راستای شمال‌باختر-جنوب‌خاور و شمال‌خاور-جنوب‌باختر تعیین شد، غالب شکستگی‌ها با ماهیت برشی و کششی در منطقه دیده می‌شوند. به‌طور کلی چهار دسته شکستگی در منطقه دیده می‌شود که شامل: الف: دسته اول (J۱) با موقعیت میانگین N۰۹E/۷۵SE ب: دسته دوم (J۲) با موقعیت میانگینN۳۵W/۷۷SW ج: دسته سوم(J۳) با موقعیت میانگینN۱۷W/۶۷SW د: دسته چهارم (J۴) با موقعیت میانگین N۵۴W/۶۳SE می‌باشند. به منظور توصیف ارتباط چین‌خوردگی با درزه‌های اصلی برداشت‌هایی از یال‌های چین صورت گرفت و موقعیت محور چین۱۷/۰۶۲(ناودیس) و ۱۱/۰۴۹(تاقدیس) تعیین گردید بر این اساس موقعیت درزه‌ها نسبت به محور چین شکستگی‌ها برشی، عرضی و طولی در این ایستگاه‌ها قابل تشخیص است. بر اساس توصیف درزه‌ها نسبت به لایه‌بندی بیشتر سطوح در رده درزه‌های مایل و امتدادی و شیبی تقسیم‌بندی می‌شوند. دسته بندی درزه ها در سازندها شامل: چهار سری درزه با موقعیت ‌میانگین‌های N۳۲W/۵۸SW N۴۴E/۳۵SE ،N۴۱E/۳۲NW و N۱۷E/۶۳SE برای سازند دلیچای، سازند لار نیز پنج دسته با موقعیت میانگین N۲۱W/۵۷NE، N۰۴E/۶۸E، N۲۵W/۸۱SW، N۶۴E/۸۳NWو N۸۶W/۶۷SW ، برای آهک های کرتاسه به ترتیب N۱۵E/۸۱NW، N۵۶W/۷۲SW، N۰۲W/۷۶SE، N۳۴W/۷۰NE، برای سازند فجن چهار دسته درزه با موقعیت میانگین N۴۹E/۶۲SE، N۲۳W/۶۷SW، N۰۸E/۶۹NW و N۷۱E/۶۲SE و سازند زیارت چهار دسته درزه با موقعیت میانگین N۳۸W/۷۱NE، N۴۹W/۶۷SWو N۸۱E/۷۵SE و دسته درزه چهارم قابل تفکیک به دو دسته N۰۷E/۶۸SW و N۱۱W/۸۱SW مشخص شد. مقایسه‌ای میان درزه‌های برداشت شده از هر سازند نیز صورت گرفت که بر این اساس بیشترین تعداد شکستگی در آهک‌های کرتاسه و لار تعیین شد و در نهایت مشخص شد که علاوه بر تاثیر فاصله از ساختار‌های تکتونیکی بر فراوانی درزه، جنس لایه‌ها نیز بر فراوانی درزه‌ها موثر می‌باشد. از موارد حائز اهمیت در منطقه، توسعه کارست می‌باشد. با توجه به گستردگی رخنمون های آهکی و همچنین درزه‌ها و شکستگی‌های موجود در منطقه، عوارض کارستی متعددی ازجمله حفرات انحلالی، دره‌های خشک، کارن‌ها و غار قابل‌مشاهده می‌باشد که نشان از توسعه کارست آهکی در منطقه موردمطالعه دارد. دسته درزه‌هایی که محور چین را بصورت مایل قطع می‌کنند در هدایت آب به پایین‌دست نقش دارند. تقاطع دسته درزه‌ها می‌تواند به عنوان نقطه ضعف برای عبور آب به سمت پایین‌دست در نظر گرفته شود. شیب اکثر درزه‌ها زیاد است که نشانگر اهمیت آن‌ها در ایجاد حفرات انحلالی و همچنین ایجاد کارن‌ها است. این درزه‌ها به راحتی آب‌های سطحی را در زمین فرو برده و به کانال‌های زیرزمینی انتقال می‌دهند. اغلب درزه‌ها در اثر انحلال به کارن‌های درزه‌ای تبدیل می‌شوند که در آهک‌های کرتاسه به وفور دیده می‌شود.
کلید واژه ها (نمایه ها):
#شاهرود #چین خوردگی تپال #البرز شرقی #فلوتی #کارست
محل نگهداری: کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود
یادداشت: حقوق مادی و معنوی متعلق به دانشگاه صنعتی شاهرود می باشد.
تعداد بازدید کننده:
پایان نامه های مرتبط (بر اساس کلیدواژه ها)