پایان نامه > کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود > صنایع و مدیریت > مقطع کارشناسی ارشد > سال 1405
پدیدآورندگان:
نورالهدی محمد رشیدالزیدی [پدیدآور اصلی]، علی اکبر حسنی[استاد راهنما]، رضا شیخ[استاد راهنما]
چکیده:
امروزه سازمانها برای بقا و رشد در محیط رقابتی ناگزیر به اتخاذ رویکردهای پایدار هستند و مدیریت منابع انسانی سبز (GHRM) به عنوان یکی از راهبردیترین ابزارها برای ایجاد فرهنگ سازگار با محیط زیست و ارتقای پایداری سازمانی مطرح شده است. با وجود اهمیت روزافزون این مفهوم، پیادهسازی عملی آن همچنان با موانع متعددی مواجه است که ریشه در عوامل ساختاری، رفتاری و راهبردی دارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی موانع پیادهسازی منابع انسانی سبز در سازمانهای کشور عراق انجام شده است تا با ارائه یک چارچوب تحلیلی کمی، زمینه را برای اتخاذ تصمیمات آگاهانهتر توسط مدیران و متخصصان منابع انسانی فراهم آورد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی‑پیمایشی با رویکرد آمیخته (کیفی‑کمی) است. در مرحله کیفی، با بهرهگیری از مرور نظاممند ادبیات و نظرخواهی از خبرگان، موانع کلیدی پیادهسازی GHRM شناسایی شدند. سپس با استفاده از تکنیک دلفی فازی، این موانع غربال شده و در نهایت ۱۰ مانع اصلی تأیید گردید که عبارتاند از: (۱) عدم تعهد و حمایت مدیریت ارشد، (۲) ضعف فرهنگ سازمانی سبز و نظام ارزشی، (۳) دشواری در اندازهگیری اثربخشی اقدامات سبز، (۴) نبود یکپارچگی راهبردی بین استراتژی سبز و ساختار/فرایندهای سازمانی، (۵) چالشهای استخدام و انتخاب کارکنان با شایستگیهای زیستمحیطی، (۶) مشارکت ناکافی کارکنان در ابتکارات سبز، (۷) فقدان سیستم پاداش و قدردانی مؤثر برای رفتارهای سبز، (۸) نگرش و باورهای منفی کارکنان نسبت به پایداری، (۹) کمبود شایستگیها و دانش لازم برای انجام وظایف سبز، و (۱۰) نبود انگیزههای درونی و بیرونی برای رفتار مسئولانه زیستمحیطی. در ادامه، برای تعیین اهمیت هر یک از این موانع، از روش تصمیمگیری چندمعیاره معیار پایه (BCM) استفاده شد. این روش که توسط حاصلی و شیخ (۲۰۲۰) معرفی گردیده، با تکیه بر مقایسههای زوجی مبتنی بر یک معیار مرجع، ضمن کاهش تعداد مقایسهها، سازگاری بالاتری نسبت به روشهای سنتی مانند AHP و BWM فراهم میآورد. در این مطالعه، معیار ششم (مشارکت کارکنان) به عنوان معیار پایه انتخاب شد و پس از دریافت نظرات خبرگان، بردار مقایسههای پایه تشکیل و مسئله بهینهسازی خطی حل گردید. نتایج وزندهی نشان داد که به ترتیب، «عدم تعهد مدیریت ارشد» با وزن ۲۱/۰، «ضعف فرهنگ سازمانی سبز» با وزن ۱۸/۰ و «نبود یکپارچگی راهبردی» با وزن ۱۴/۰، مهمترین موانع پیادهسازی منابع انسانی سبز در سازمانهای مورد مطالعه هستند. در مقابل، «نبود انگیزههای درونی و بیرونی» و «کمبود شایستگیها» به ترتیب با وزنهای ۰۳/۰ و ۰۴/۰ کماهمیتترین موانع تشخیص داده شدند. پس از وزندهی، جهت اولویتبندی سازمانها از منظر میزان مواجهه با این موانع، از تکنیک نوین «فرصت از دست رفته بر مبنای فاصله در فضای قطبی» (OPLO‑POCOD) استفاده گردید. این تکنیک که نخستین بار توسط شیخ و صنفی (۲۰۲۴) ارائه شده، بر اساس مفهوم فرصت از دست رفته عمل میکند و با محاسبه فاصله هر گزینه از وضعیت مطلوب (بهترین مقدار) در مختصات قطبی، میزان موفقیت نسبی گزینهها را تعیین مینماید. بدین منظور، ماتریس تصمیم اولیه بر اساس دادههای گردآوری شده از ۶ سازمان صنعتی در عراق تشکیل شد. سپس ماتریس فرصت از دست رفته (OPL) محاسبه و با ترکیب آن با ماتریس تصمیم اولیه، زوجمرتبهای برای هر گزینه‑معیار ایجاد گردید. با بهرهگیری از روابط فاصله اقلیدسی در فضای قطبی و اعمال وزنهای بهدستآمده از BCM، ماتریس فاصله وزنی تشکیل و در نهایت شاخصهای درجه فرصت از دست رفته (DOL) و درصد فرصت به دست آمده (POA) برای هر سازمان محاسبه شد. یافتههای حاصل از تکنیک OPLO‑POCOD نشان داد که سازمان اول (a1) با DOL برابر ۰۸۳۹/۰ و POA معادل ۹۱۶۱/۰، کمترین میزان فرصت از دست رفته و در نتیجه بهترین وضعیت را از نظر پیادهسازی منابع انسانی سبز داراست. سازمان دوم (a2) با DOL=۳۱۲۵/۰ و POA=۶۸۷۵/۰ در رتبه دوم قرار گرفت. سازمانهای سوم تا ششم به ترتیب با DOLهای ۳۷۱۵/۰، ۳۹۵۴/۰، ۳۹۷۵/۰ و ۴۳۹۳/۰، رتبههای بعدی را به خود اختصاص دادند. همچنین اولویتبندی معیارها با استفاده از این تکنیک نشان داد که معیارهای «نبود یکپارچگی راهبردی»، «چالشهای استخدام و انتخاب» و «ضعف فرهنگ سازمانی» بیشترین سهم را در ایجاد فرصت از دست رفته دارند، که این امر با نتایج حاصل از BCM همخوانی دارد. نتایج این پژوهش ضمن تأکید بر نقش حیاتی مدیریت ارشد و فرهنگ سازمانی در موفقیت برنامههای سبز، نشان میدهد که روشهای تصمیمگیری چندمعیاره به ویژه ترکیب BCM و OPLO‑POCOD میتوانند ابزارهای مؤثری برای تحلیل کمی موانع و ارزیابی عملکرد سازمانها در مسیر پایداری باشند. بر اساس یافتهها، پیشنهاد میشود که سازمانها با تقویت تعهد، تدوین استراتژیهای سبز یکپارچه و بهبود نظامهای جذب و نگهداشت نیروی انسانی، گامهای عملی در جهت کاهش موانع برداشته و با ایجاد سازوکارهای پایش و پاداش، مشارکت کارکنان را افزایش دهند. این تحقیق از حیث روششناختی نیز نوآوری دارد، زیرا برای نخستین بار در حوزه مدیریت منابع انسانی سبز، از ترکیب روش معیار پایه و تکنیک فاصله در فضای قطبی استفاده کرده است و میتواند الگویی برای پژوهشهای آتی در زمینه ارزیابی موانع و اولویتبندی اقدامات پایدار در صنایع مختلف باشد.
کلید واژه ها (نمایه ها):
#مدیریت منابع انسانی سبز #پایداری سازمانی #موانع پیادهسازی #تصمیمگیری چندمعیاره #روش معیار پایه (BCM) #تکنیک فرصت از دست رفته در فضای قطبی (OPLO‑POCOD).
محل نگهداری: کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود
یادداشت: حقوق مادی و معنوی متعلق به دانشگاه صنعتی شاهرود می باشد.
تعداد بازدید کننده: